پنج شنبه  02 خرداد 1398 
 
 
 
 
 
 بي اعتمادي كودكان


 بی اعتمادی کودکان

مقدمه

نیاز به اعتماد ، خواه به خداوند متعال ، خواه به خود در حد اتکای به خویش جهت پیشروی و خواه به دیگران مخصوصا والدین و مربیان در انجام وظایف و مسئولیت ها از مهمترین احتیاجات بشر و وسیله جهت حرکت به پیش در سیر به سوی هدف است .

آنچه به کودک خردسال مربوط میشود این است که اورا نیازی است که به والدین خود اعتماد داشته باشد تا باجرات و اطمینان خاطر به پیش رود و هم به خود اعتماد داشته باشد تا بتواند از عهده راه رفتن ، سخن گفتن مقاومت و دفاع از خود برآید . و بالاخره در مراحل بعدی که خدای را شناخت به او اعتماد کند ودرعین زمینه سازی برای حرکت با توکل به او به پیش رود .

از دشواریهای تربیت این است که در برخی از کودکان اعتمادی نیست و یا اگر باشد بسیار ضعیف است در نتیجه خود کودک و والدین و مربیان او با مشکلات پیچیده ای مواجهند ودر رنگ دادن شخصیت او و دلپذیر کردن کانون زندگی و سیر دادن او به سوی سعادت دشواریهائی دارند .

مسئله بی اعتمادی

مساله بی اعتمادی در کودکان را میتوان به مساله شخصی تشبیه کرد که پاهایش قدرت و قوت ایستادن ندارند و برای اینکه در میان جمعی بایستد و شکست خود را عرضه دارند . دستپاچگی ، لکنت زبان ، خود را به آب و آتش زدن ، شکست و بست به راه انداختن همه از ویژگی آنها و حاکی از عدم اعتماد آنهاست .

حالات و رفتار

کودکانی که به خود و یا والدین و مربیان اعتماد ندارند حالات و رفتارهای ویژه ای دارند که همه آنها حکایت از همین وضع و شرایط دارد .

ــ چنانند که گویی در حال ترس و وحشت بسر می برند و جرات لازم را برای پیشرویس ندارند .

ــ دچار سوء ظن و بدگمانی هستند و حتی محبت و احسان دیگران را با سوء ظن تلقی می کنند .

ــ اگر موفقیتی برایشان پدید آید آن را با تردید مینگرند و نمی توانند باور کنند که چنان توفیقی نصیبشان شده است .

ــ حالت غافلگیری شان وضع آنها را به شناگری نا ماهر همانند کرده که در استخری افتاده باشند .

ــ جرأت کار مهم را ندارند و حتی از اینکه بتنهایی سوار آسانسور شوند وحشت دارند .

ــ برای بی اعتمادی خود دلیل می تراشند ، بهانه جویی می کنند و حتی گاهی سعی دارند حقیقت را پنهان بدارند .

ــ حالت عناد ورزیدن در آنها بسیار است و این حالت همانند جرقه ای است که در آنها روشن و خاموش میشود .

ــ چنانند که گویی اصرار دارند در غم و اندوهی عمیق فرو روند و خود را به آن مشغول دارند .

ــ گاهی بخواب پناه میبرند و زمانی به خود مشغول میشوند (استمناء ) و گاهی آرزوی مرگ دارند .

ــ آسیپ پذیریشان بسیار است و در حال نوسان ، تردید و تزلزلند و سعی سرو گردنی بیفرازد ناگزیریم اورا در پشت ستونی قرار دهیم تا به اتکای آن بایستد و سنگینی وجود خود را بر آن استوار سازد . بدیهی است بهنگامی که ستون سقوط کند و بیفتد او را هم بخاک غلطان خواهد شد .

هم چنین مثل بی اعتمادی افراد را به مثل پیری میتوان تشبیه کرد که بر اثر ضعف و عجز عصایی در دست گرفته و به اتکای آن چند قدمی راه میرود . حال اگر عصایش بشکند راه رفتنش دشوار و گاهی محال خواهد شد . زیرا او در گام برداشتن تکیه گاه ندارد .

والدین و مربیان کودک همانند ستون و عصایند . کودک به اتکای آنها راه میرود ، زندگی میکند ، از خود دفاع میکند ، به مبارزه با دیگران بر میخیزد و حتی احساس شخصیت میکند . مشکل تربیتی این است که گاهی او احساس میکند آن ستون افتاده و آن عصا شکسته است و در نتیجه جرات پیشروی را از دست میدهد و همانند عاجزی بر جای میماند .

جلوه و نمونه ها

کودکانی که اعتماد ندارند و یا اعتماد خود را از دست داده اند روحی شکست خورده دارند و شخصیت خود را از دست رفته و بی اعتبار می شناسند. جرأت انجام دادن کاری را ندارند، به پیش نمی روند از ترس آنکه مبادا خطری متوجه وجودشان شود.

در پیشنهاد به آنان جهت پذیرش مسئولیت اعلام می دارند که کفایت پذیرش آن را ندارند، می ترسند که نکند در فلان وضع و شرایط و حال وامانده شوند، در مواردی ممکن است سعی کنند خود را به فردی قدرتمند متکی کنند تا در سایه او و تحت الشعاع نفوذ او به پیش روند.

اینان می کوشند در زندگی هرگز شکستی برایشان پدید نیاید و اگر شکست بخورند خود را می بازند و یا گناه خود را به گردن این و آن می اندازند. در آن مرحله و شرایطی نیستند که پای واقعه ای و مسئولیتی بایستند و از خود دفاع کنند و یا برای عدم موفقیت خود دلیل قابل قبولی ذکر کنند و علت دارند از این طریق خود را با شرایط محیط سازگار سازند.

در برخوردها و ارتباطات

کودکان بی اعتماد در برخوردها و ارتباطات بی اعتماد و سوءظن خود را به وجهی کامل نشان می دهند اگر از سوی کسی محبتی به او شود به آن به نظر تردید می نگرد و با خود می اندیشد که نکند زیر کاسه نیم کاسه ای باشد به روابط او با حالت تزلزل و بی اعتمادی مواجه می شوند. از معاشرت ها اصولا" وحشت دارند و می ترسند که نکند آسیبی متوجه شان شود و آنها که بزرگترند ترس این را دارند که نکند شخصیت شان در دیگران هضم شود.

از دگرگونی و تغییر در زندگی هراسان هستند و از اینکه وضع و شرایط شان، مخصوصا" شرایط عاطفی شان به هم بخورد ناراحتند، مشکل خود را اگر چه ساده باشد مهم تلقی می کنند و به همین نظر سعی دارند با آن مواجه نشوند مبادا که توان مقابله با آن را ندارند.

به علت بی اعتمادی به پدر و مادر و معلم همه گاه راست و واقع قضیه را به آنها نمی گویند و ترجیح می دهند مسائل را سر هم کنند و یا با پرت و پلاگوئی والدین خود را ساکت سازند. حتی اگر ظلم و ستمی بر آنها رود آن را مخفی می دارند بدان خاطر که نکند سبب تحقیر و سرزنش شان شود و دیگران سخن غیر قابل قبولی به آنان بگویند.

احساس و تصورشان

کودکان بی اعتماد احساس و تصور شگفت آوری دارند. از جمله اینکه گمان دارند همه دشمن و بدخواه آنهایند. شخصیت شان فاسد و منحط است و می خواهند به آنها صدمه برسانند. گمان شان این است که در اجتماع مورد تعدی و اجحافند و حتما" باید به کسی وابسته شوند تا صدمه نبینند و چون فرد قابل اعتمادی برایشان نیست پس آسیب پذیری را برای خود قطعی می دانند.

تصورشان این است که کسی دوستشان ندارد اگر ابراز محبتی می کند ظاهر سازی است، ریشه و اساس ندارد. نمی توانند باور کنند که دیگران خوب و مهربان و خیرخواهند و قصد آزار ندارند. تصورشان این است که دیگران می خواهند شخصیت او را به بازی گیرند و نگذارند او به پیش رود.

احساس شان این است که تنهایند، تکیه گاهی ندارند، فرد قابل اعتمادی برایشان نیست، همه او را خوار و بی مقدار می شناسند، همه می خواهند او را اذیت کنند، و یا او را پلی برای سعادت خود قرار دهند اگر چه به بهای بدبختی او تمام شود.

تصویری را که از خود دارند مختلف و متضاد است، گاهی تصویر چهره ای مظلوم و محبوب و زمانی تصویر فردی بدبخت و منفور، و قادر نیستند احساسات متضاد خود را رنگ و فرم دهند. اینکه با دیگران عناد داشته باشند مسئله ای طبیعی است ولی مشکل این است که گاهی با خود عناد می ورزند، و از اینکه ناگزیرند دچار انقیاد و تابعیت باشند از این حالت شدیدا" انزجار دارند.

خواسته ها و تمایل آنها

میل به جلب محبت از یکسو و میل به انتقام و عناد از سوی دیگر تضاد عمیقی در آنها پدید آورده است. دلشان می خواهد نظر و توجه دیگران را به سوی خود معطوف دارند زیرا به شدت نیازمند به لطف و عنایت دیگران هستند و میل به انتقام هم در اعماق وجودشان نهفته است و همه گاه انتقاد می کنند و رنجش و آزردگی خود را دوست دارند به نحوی بروز دهند.

برخی از اینان که در شرایط سنی بالاتری هستند به علت تجزیه وحدت درونی احساس رنج دارند، و در آنان اضطراب و تشویش، تضاد و تعارض و یأس و بیچارگی است می خواهند از خود فرار کنند، خود را فراموش و در چیزی محو و مستحیل نمایند. حتی تصورشان این است که جسم ندارند و شکل و قالبی برای آنان نیست و یا این احساس را دارند که شخصیت شان از جسم شان جدا شده است.

نیاز به جلب محبت و روابط حسنه و عدم موفقیت در آنان آرامش شان را از آنها سلب کرده است و می خواهند دیگران به سراغ آنها آیند و به نحوی ثابت کنند و نشان دهند که دوستدار واقعی هستند، اعلام محبت شان را باور ندارند ولی می خواهند شرایطی پدید آید که آن را باور کنند و از بیم و تشویش و هراس نجات یابند و احساس ناامنی خود را سرکوب نمایند.

سنین بروز این حالت

ریشه های بی اعتمادی را در افراد باید از ماههای اول زندگی آنها جستجو کرد که کودک به دنبال غذا و نوازش بوده ولی کسی به او توجه نکرده است. او ناگزیر بود اشک بریزد و گریه کند و بنالد تا کسی را متوجه خود سازد. او همچنان در سه ماهگی انتظار محبت مادر را می کشید تا هر گاه که وقتی داشت به سراغش برود و لبخند بزند، ولی در این انتظار کمتر موفق می شد.

اینکه آن را به سال اول زندگی مربوط می دانیم بدان خاطر است که کودک در آن سن شدیدا" ضعیف است و حتی درباره خود احساس می کند که در حال مرگ و نابودی است. خواستار تأمین صلاحیت های حسی ــ حرکتی بوده و در آن توفیقی نداشته است.


تعداد بازديد :255
 
 
   
 
پیام مدیر
 


اینجا می خوام هر از گاهی

حرف های دلم رو براتون

بنویسم.


حتماً کلیک کن وبخوون
 
 
 
تابلو اعلانات مدرسه
   پروژه مهر95


 شروع ثبت نام پيش دبستاني


 شروع ثبت نام پايه اول


 شنوايي سنجي دانش آموزان


 بينايي سنجي
بينايي سنجي دانش آموزان سوم وششم روز چهارشنبه انجام مي ...

 برگزاري جلسه آموزشي بهداشت
جلسه آموزش بهداشت با عنوان آسم وآلرژي كودكان روز سه ...

 بازديد مرحله دوم از كلاس درس علوم پايه ها


 جلسه مادران باعنوان مرجعيت شناسي


 معاينه عمومي دانش آموزان توسط دكتر هاشمي نژاد


 برگزاري جلسه مادران پايه ششم (احكام وپرسش وپاسخ ديني)


 آغاز اجراي طرح جابر


 برگزاري نمايشگاه كتاب


 برگزاري اردوي پايه پنجم وششم


 همزمان با آغاز هفته كتاب وكتابخواني دانش آموزان به كتابخانه مدرسه كتاب اهدا كردند.


 دومين جلسه هييت امنا وانجمن اولياومربيان برگزار گرديد.


 
 
صفحه شخصی
 
نام كاربري
كلمه عبور
 
 
عكس برگزيده
 
 
 
تولدتان مبارک
 

دانش آموزان عزیز

کتاب برگزیده
 
كفگير به ته ديك خورده

کتابخانه
 
 
پيوندها
 




















 
 
آمار بازدید کنندگان سایت
 

امروز : 2

ديروز : 13

كاربران فعال : 0